ابعاد حوادث و وقایع در زمان خودش آنچنانکه هست تشخیص داده نمی شود.بسا هست که یک حادثه ،کوچک تلقی می شود ولی بعد از مدتی تدریجاً ابعاد و عمق و لایه های این حادثه،عظمت و اهمیت این حادثه بهتر شناخته می شود.حادثه عاشورا از جمله این حوادث است.در ردیف این که شخص می میرد بعد از مرگش شناخته می شود یا اثری خلق می شود بعد از سالها ارزش آن شناخته می شود حادثه اجتماعی هم که رخ می دهد بعد ها ماهیت آن درست شناخته می شود و ارزش آن درک می گردد.در مورد بعضی از حوادث شاید هزار سال باید بگذرد تا ماهیت آنها درست و آنچنانکه هست شناخته شود.
جمله ای از امام حسین هست که در آن وصیتنامه معروفی است که امام به برادرشان محمدبن حنیفه می نویسد.محمدبن حنیفه بیمار بود به طوری که دستهایش فلج شده بود و لهذا از شرکت در جهاد معذور بود .
فرمودند: هدف من یکی امر به معروف و نهی از منکر است و دیگر اینکه سِیر کنم سیره قرار بدهم همان سیره جدم و پدرم را.
این جمله دوم خیلی باید شکافته شود چرا امام حسین بعد که فرمود می خواهم امربه معروف و نهی از منکر کنم اضافه کرد می خواهم سیر کنم به سیرۀ جدّم و پدرم؟
کتاب و سنت قانون است، شک نیست که رهبر ملتی که آن ملت از یک مکتب پیروی می کند،اولین چیزی که باید بدان متعهد و ملتزم باشد دستورات آن مکتب است و باید به آنها احترام بگذارد دستورات مکتب در کجا بیان شده؟در کتاب و سنت.ولی کتاب و سنت قانون است و طرز اجرا و پیاده کردن می خواهد.روش اجرا و روش حرکت دادن مردم براساس کتاب و سنت را سیره می گویند.
منبع:شهید مطهری, حماسه حسینی, جلد اول, ص152, 156
برچسب: حوادث تاریخی در قرآن,وقایع تاریخی در ایران,
نویسنده: ماهان کاشانی