هر کس دیگری ،هر شخصیت تاریخی در شرایطی قرار بگیرد که حسین بن علی(علیه السلام)در شب عاشورا قرار گرفت،یعنی در شرایطی که تمام راههای غلبه ظاهری بر دشمن بر او بسته باشد و قطعاً بداند که خود و اصحابش به دست دشمن کشته می شوند،در چنین شرایطی زبان به شکایت باز می کند و این را تاریخ گواهی می دهد.

اما این شرایط برای حسین بن علی(علیه السلام) برای کسی که حتی حکومت و همه چیز را در راه حق و حقیقت می خواهد،و می بیند در راه خودش قدم برداشته،محیط مساعد است
این یک حماسه است اما نه یک حماسه شخصی یا قومی.در آن منیّت نیست،خودپرستی نیست،خدا پرستی است.
در روز عاشورا امام حسین(علیه السلام) حدّ آخر مقاومت را می کند. دیگر وقتی است که به کلی توانایی از بدنش سلب شده است.یکی از تیر اندازان ستمکار تیر زهرآلودی را به کمان می کند و به سوی اباعبدالله می اندازد که در سینۀ آقا می نشیند و ایشان بی اختیار روی زمین می افتد.آیا در این لحظه تن به ذلت می دهد؟آیا خواهش و تمنا می کند؟نه، بلکه بعد از گذشت این دورۀ جنگیدن رویش را به سوی همان قبله ای که از آن هرگز منحرف نشده می کند و می فرماید:
«رِضاً بِقَضائِکَ وَ تَسلیماً لِاَمرِکَ و لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المستَغیثینَ».
این است حماسۀ الهی،این است حماسۀ انسانی.
منبع:شهید مطهری/حماسه حسینی/جلد اول ص37
برچسب:
نویسنده: ماهان کاشانی